
آدمک مرگ همین جاست بخند
دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
آدمک خر نشوی گریه کنی
کل دنیا سراب است بخند
آن خدای که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخند.....
یک نفر در دل شب . یک نفر در دل خاک...
یک نفر هم دم خوشبختی هاست .
یک نفر همسفر سختی هاست
چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد.......
ما همه همسفریم!
پرسید :بخاطر کی زنده هستی
با اینکه دلم می خواست با تمام وجود فریاد بزنم بخاطر تو
با بغض گفتم هیچ کس پرسیدم:
تو به خاطر کی زنده ای!
با اشک گفت:
بخاطر کسی که بخاطر هیچکس زنده است......

هی فلانی ! زندگی شايد همين باشد؟
يک فريب ساده و کوچک
ان هم از دست عزيزی که تو دنيا را
جز برای او و جز با او نمی خواهی
من گمانم زندگی بايد همين باشد
به من می گفت:
آنقدر دوستت دارم که اگر بگویم بمیر می میرم...
باورم نمی شد!
فقط برای یک امتحان ساده به او گفتم بمیر"
سالهاست که در تنهای پژمرده ام
ای کاش امتحانش نمی کردم..........





براي هزارمين بار پرسيد:
تاحالا شده من دلت روبشکنم؟
منم براي هزارمين بار به دروغ گفتم:
نه هيچ وقت...
تا مبادا دلش بشکنه ...!

پدرم مي گفت عاشقي يك شب است و پشيماني هزار شب
و من حالا هزار شب پشيمانم ، كه چرا يك شب عاشق نبودم


که سرانجام چه آید به سرم؟
تو مرا خوب نگر
شاید این بار ببینی که تو را منتظرم...!!!!


جدای اولش قانون نبود تبصره ای کوچک لای تقویم
یک انسان شگست خورده از عشق بود من نمی دانم
تو خواستی تاریخ مرگ خودم گل را از تقویم آن دوست
بداقبال در بیاوری که چشمت به تبصره افتاد و میلت
کشید قانونش کنی....!!

روز اول خيلي اتفاقي ديدمت...
روز دوم الکي الکي چشمهام به چشمت افتاد...
هفته بعد دزدکي بهت نگاه کردم...
ماه بعد شانسي به دلم نشستي و حالا سالهاست
يواشکي دوست دارم....
به خوبيها فكر كنيم،
به بهار، به بهشت،
به جهنم، به درك،
به تو چه؟
به من چه؟
من تو را دوست دارم . تو دیگری را.....
دیگری مرا.... و همه ما تنهاییم.

فکرکن چه تنهاست....
اگر ماهی کوچک
دچار آبی بیکران شود!

انگار خودش نبود . عاشق شده بود
افتاد.شکست . زیر باران پوسید
آدم که نکشته بود
عاشق شده بود........
یه روز یه ترکه سر چهار راه با یه ماشین بی ام و تصادف می کنه ، مقصر هم بوده . پیاده که می شن کلی گریه زاری می کنه که بدبخته و پول نداره ، راننده بی ام و دلش میسوزه و بیخیال خسارت می شه و سوار میشه میره .
دوباره سر چهار راه بعدی با همون ترکه تصادف می کنه ، ترکه سرشو از پنجره ماشین بیرون میکنه ، دست تکون میده ،به طرف می گه : " برو منم !"
به ترکه میگن سفر حج چه طور بود ؟ میگه هیچی همه جا برج های بلند ماشین های آخرین سیستم ! یه جایی هم خیلی شلوغ بود نرفتم .
گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود
از گابريل گارسيا ماركز مي پرسند اگه بخواي يه كتاب صد صفحه اي در مورد اميد بنويسي، چي مي نويسي؟ مي گه 99 صفحه رو خالي مي ذارم. صفحه ي آخر سطر آخر مي نويسم اميد آخرين چيزي است كه مي ميرد
تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. تركه ميگه: آاااهان پس بگو، قنده
يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت
که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم.
سريع از کنار مرداب دور شدم.
حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که
از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو
وقف مرداب کرده .
دلايلي براي خوشحال بودن:
1-داشتن دوست خوبي مثل من 2-داشتن دوستي مثل من
3-فقط داشتن من 4-داشتن من 5-من


روی دروازه ی قلبم نوشتم: ورود ممنوع!
دل پریشان آمد. گفتم بخوانش . خواند و بازگشت.
امید مضطرب آمد. گفتم بخوانش . خواند و بازگشت.
آرزو با دلهره آمد . گفتم بخوانش . خواند و بازگشت.
عشق خنده کنان آمد . گفتم خواندیش . گفت : من سواد ندارم......
آفتاب گردان به دنبال خورشید می گشت
ناگهان ستاره ی چشمک زد
افتاب گردان سرش را پایین انداخت
اری!گلها هیچ وقت خیانت نمی کنند.........